تبليغاتX
mi118.com زنان
 

 

برای کسب روزی چاره ای جز تلاش نیست پس سعی و تلاش را رها مکن.

+ نوشته شده توسط نگین در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت 5:32 |
خوشبختی چیست؟  

 

 

+ نوشته شده توسط نگین در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 و ساعت 2:3 |
 

دنیا جز بازیچه کودکان و هوسرانی بیخردان چیزی نیست

+ نوشته شده توسط نگین در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 4:55 |
 

امید

نان روزانه آدمی است.

+ نوشته شده توسط نگین در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 7:24 |
 

سخنی بر زبان جاری کن که ارزشش از سکوت بیشتر باشد.

+ نوشته شده توسط نگین در پنجشنبه بیستم تیر 1387 و ساعت 7:53 |
 

دروغگویی آفت دوستی است.

+ نوشته شده توسط نگین در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت 6:58 |
 

 

کسی که به من اعتماد می کند، از کسی كه مرا دوست دارد گامی فراتر نهاده است.

 

+ نوشته شده توسط نگین در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 7:43 |
 

 

لبخند فراوان بزن هزینه ای ندارد

 

+ نوشته شده توسط نگین در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت 7:14 |
 

 

به درختان بی بر کسی آزار نمی رساند. تنها به درختانی سنگ می زنند که

 پیشانی شان به میوه های زرین آراسته است.

 

 

+ نوشته شده توسط نگین در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 8:13 |
 

 

گر آمدنم به خود بدی ،نا مدمی

                                   ور نیز شدن به من بودی ،کی شدمی

به زان نبدی که اندر این دیر خراب

                                          نه آمدمی، نه شدمی، نه بدمی

 

 

+ نوشته شده توسط نگین در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 7:27 |
 

تا کی غم آن خورم که دارم یا نه

وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه

پرکن قدح باده که معلومم نیست

کاین دم که  فرو برم بر آرم یا نه

 

 

+ نوشته شده توسط نگین در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 7:44 |
 

 

از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن

                                            فردا که نیامده است فریاد مکن

 

بر نامده و گذشته بنیاد مکن

                                         حالی خوش باش عمر بر باد مکن

 

 

+ نوشته شده توسط نگین در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 7:44 |
 

«گرفتار روزگاری هستیم که اهل علم فقط عدهٔ کمی، مبتلی به هزاران رنج

 و محنت، باقی مانده، که پیوسته در اندیشهٔ آنند که غفلتهای زمان را

فرصت جسته به تحقیق در علم و استوارکردن بپردازند.»

+ نوشته شده توسط نگین در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 8:32 |
 

 

من آزادانه عفو می کنم و کاملا می بخشم. از همه رنجش ها دست بر می

 دارم و  می آسایم.

هر گونه داوری و انزجار و انتقاد و خصومت را کنار می گذارم.همه بارهایم را

به خدا می سپارم تا همه مسایل را به شادمانی حل کندو همه چیز را شفا

 بخشد . من حیات را تکریم میکنم تا همه موهبت های عالی زندگی را

بدست آورم و این موهبت های بی همتا را با

دیگران تقسیم کنم.

 

نلسون ماندلا

+ نوشته شده توسط نگین در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت 7:23 |
 

 

 

امام باقر(ع):

در لذتی که پشیمانی به دنبال  دارد ،خیری نیست.

 

 

+ نوشته شده توسط نگین در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 8:48 |
  

 

 ولي ما نبايد دلمان را ببازيم ' چون حتي در ميان درد و رنج ' دست خدا در

كار زندگي مان است. پس به ياد داشته باش : دفعه ي ديگر اگر كلبه ات

سوخت و خاكستر شد ' ممكن است دود هاي برخاسته از آن علايمي

باشد كه عظمت و بزرگي خدا را به كمك مي خواند

+ نوشته شده توسط نگین در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 8:1 |
 

 

پيوسته رنج مردم از سه چيز است :

زودتر از وقت چيزي را مي خواهندو

از قسمت،بيش مي خواهند و

آنه ديگران را از خود مي خواهند.

 

 

خواجه عبدالله انصاري

 

 

+ نوشته شده توسط نگین در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 6:55 |
 

 

ديگران را ببخش ،نه به اين خاطر كه سزاوار بخشش هستند،بلكه بدين

خاطر كه تو سزاوار آرامشي

 

زرتشت

+ نوشته شده توسط نگین در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 7:22 |
 

 

قلب خانه اي است با دو اتاق خواب كه در يكي رنج و در ديگري شادي

زندگي مي كند نبايد زياد بلند خنديد و گر نه رنج در اتاق ديگر بيدار مي

شود.

 

فرانسيس كافكا

 

 

+ نوشته شده توسط نگین در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 7:0 |
 

 

وقتي از همه جا نااميد شدي  برو توكوه فرياد بزن كه آيا هنوز اميد

هست؟آن وقت خواهي شنيد

هست.....هست.......هست..... 

+ نوشته شده توسط نگین در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 7:57 |
 

مهربانم ای خوب !

یاد قلبت باشد٬ یک نفر هست که این جا

بین آدم هایی٬ که همه سرد و غریبند با تو

تک و تنها٬ به تو می اندیشدوکمی٬

دلش از دوری تو دلگیر است ...

مهربانم ٬ای خوب

یاد قلبت باشد ٬ یک نفر هست که چشمش٬

به رهت دوخته بر در مانده

و شب و روز دعایش اینست٬

زیر این سقف بلند٬ هر کجایی هستی ٬ به سلامت باشی

و دلت همواره٬ محو شادی و تبسم باشد ...

مهربانم٬ ای خوب ! یاد قلبت باشد ٬

یک نفر هست که دنیایش را ٬

همه هستی و رویایش را٬ به شکوفایی احساس تو٬پیوند زده

و دلش می خواهد٬ لحظه ها را با تو٬ به خدا بسپارد...

مهربانم٬ ای خوب !

یک نفر هست که با تو

تک و تنها٬ با تو

پر اندیشه شعر است و شعور !

پر احساس و خیال است و سرور !

مهربانم ! این بار٬ یاد قلبت باشد

یک نفر هست که با تو٬ به خداوند جهان نزدیک است

و به یادت٬ هر صبح٬ گونه سبز اقاقی ها را

از ته قلب و دلش می بوسد

و دعا می کند این بار که تو

با دلی سبز و پر از آرامش٬ راهی خانه خورشیدشوی

و پر از عاطفه و عشق و امید

به شب معجزه و آبی فردا برسی ...

 

+ نوشته شده توسط نگین در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 8:37 |
 

رابرت دو وین چونز ، گلف باز بزرگ آرژانتینی یک بار برنده جایزه بزرگ مسابقات جهانی شد و چک خود را دریافت کرد .مصاحبه ای کوتاه انجام داد و سپس به سمت ماشینش رفت تا به خانه باز گردد . هنوز در ماشینش را باز نکرده بود زنی جلو آمد و به او تبریک گفت . چهره زن بسیار محزون بود و به سختی با لکنت زبان به رابرت گفت که فرزندش به سختی بیمار است واو پول ندارد که خرج عمل جراحی فرزندش را بدهد. رابرت بلافاصله چکی کشید و به دست زن دادوگفت: برو به داد فرزندت برس و اگر باز هم مشکلی داشتی پیش من بیا .

هفته بعد یکی از دوستان رابرت به سراغ او آمد و گفت : خبری برایت دارم . آن زن و بچه بیمارش را بخاطر داری ، آن زن یک کلاهبردار بود و اصلاً فرزندی ندارد او سرت کلاه گذاشته رفیق !

رابرت گفت منظورت اینست که اصلاً بچه مریضی وجود ندارد ؟ خدا را شکر . این بهترین خبری است که در این هفته شنیده ام.

+ نوشته شده توسط نگین در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 7:59 |
 

پاييز هر برگي برسد  به نسيمي مي فتد ما به غلط مي

 

 انگاشتيم كه بهاريم

+ نوشته شده توسط نگین در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 6:52 |
 

 

بعضی آدم ها مثل اتوبوس شهربازی اند از بودن باهاشون لذت میبری ولی

با هاشون به جایی نمیرسی

 

 

+ نوشته شده توسط نگین در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 7:2 |
 

براي خريد عشق هر كس هر چه داشت آورد،ديوانه هيچ نداشت و

گريست،گمان كردند چون ثروت نداردميگريد،اما هيچكس ندانست كه قيمت

عشق اشك است

 

+ نوشته شده توسط نگین در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 7:22 |
 

 

گويند اسكندرقبل از مرگ  وصيت كرد هنگام دفن كردن دست  راست مرا بيرون از خاك بگذاريد تا همه بدانند اسكندر با آن همه عظمتش چيزي با خود نبرده است.

 

 

+ نوشته شده توسط نگین در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 6:52 |
 

 

 http://www.spedia.net/cgi-bin/tz.cgi?run=show_svc&fl=8&vid=4074982

+ نوشته شده توسط نگین در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 8:24 |
 

 

http://www.mi118.com/Register.aspx?Ref=46908

 

 

+ نوشته شده توسط نگین در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 7:57 |
 

 

خوب بودن ((به خدا)) سهل ترین کار است، اوه نمی دانم،كه چرا انسان، تا اين حد با خوبي، بيگانه است،و همين درد مرا مي آزارد

 

 

+ نوشته شده توسط نگین در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 7:34 |
 

 

                از مرگ نترسید از روزی بترسید که چیزی در شما بمیرد

 

 

+ نوشته شده توسط نگین در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 7:6 |